واژه نامۀ گويش بختيارى چهارلنگ |
Other editions - View all
Common terms and phrases
آب آتش آش آویدن اسب است که استفاده اشاره به الاغ انداختن انگور او اوو ای که این بازی باشد بچه بدون بره بز بزرگ بسیار بن بند به کار بی پا پر پس پشت پنبه پوست پیش تا تخم تنور تو تیله تیه جا جاجیم جفت چاله چشم چوب چوبی چیزی خاک خانه خر خشک خود خوردن خورده دادن دار دارد دانه درخت دس دست دسته دل دم دو راه رفتن رم رنگ رو روی ری زدن زمین زن زیر سر سفید سگ سنگ سه سیاه شب شدن شده شیر صورت ظرف عروس قاپ قنات کاری کرد کردن کرده کسی کسی که کشیدن کم کن کند کنند کوچک کوه که به گاو گرفتن گرگ گل گندم گوشت گویش بختیاری گیاهی گیوه لباس مانند مخصوص مرد مرغ می شود میان میکند نام نوعی نان نخ ندارد نر نمی نوعی نیز ها های هر هم هنگام یا یک âvidan kerdan



